تبليغاتX
گلچینی از بهترین جوکهای کتولی

گلچینی از بهترین جوکهای کتولی

گلچینی از بهترین جوکهای کتولی

همیشه اونطورکه ما فکر میکنیم نیست

همیشه اونطورکه ما فکر میکنیم نیست


یک روز توی پیاده رو به طرف میدان شهرداری علی اباد کتول  می رفتم...

   از دور دیدم یك كارت پخش كن خیلی با كلاس ، كاغذهای رنگی قشنگی دستشه ولی به هر كسی نمیده!

   خانم ها رو که کلا تحویل نمی گرفت و در مورد آقایون هم خیلی گزینشی رفتار می كرد و معلوم بود فقط به كسانی كاغذ رو می داد

    كه مشخصات خاصی از نظر خودش داشته باشند ، اهل حروم كردن تبلیغات نبود...

   احساس كردم فكر می كنه هر كسی لیاقت داشتن این تبلیغات تمام رنگی گرون قیمت رو نداره ،لابد فقط به آدمهای باكلاس و شیك پوش و

   با شخصیت میده! از كنجكاوی قلبم داشت می اومد توی دهنم...!!!

   خدایا ، نظر این تبلیغاتچی خوش تیپ و با كلاس راجع به من چی خواهد بود؟! آیا منو تائید می كنه ؟!!

   كفشهامو با پشت شلوارم پاك كردم تا مختصر گرد و خاكی كه روش نشسته بود پاك بشه و كفشم برق بزنه!

   شكم مبارك رو دادم تو و در عین حال سعی كردم خودم رو بی تفاوت نشون بدم!

   دل تو دلم نبود. یعنی منو می پسنده ؟ یعنی به من هم از این كاغذهای خوشگل میده...؟!

   همین طور كه سعی می كردم با بی تفاوتی از كنارش رد بشم با لبخند نگاهی بهم كرد و یک كاغذ رنگی به طرفم گرفت و گفت :

    " آقای محترم! بفرمایید ! " 

   قند تو دلم آب شد! با لبخندی ظاهری و بدون دستپاچگی یا حالتی كه بهش نشون بده گفتم :  ا ِ ، آهان ، خب چرا من ؟

   من كه حواسم جای دیگه بود و به شما توجهی نداشتم! خیلی خوب ، باشه ، می گیرمش ولی الآن وقت خوندنش رو ندارم!"  كاغذ

   روگرفتم ...

  چند قدم اونورتر پیچیدم توی قنادی و اونقدر هول بودم كه داشتم با سر می رفتم توی كیك تولدی كه دست یک آقای میانسال بود! وایسادم

   وبا ولع تمام به كاغذ نگاه كردم ، نوشته بود :

به پایین صفحه مراجعه کنید!!

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

 

.

 

 

.

 

دیگر نگران طاسی سر خود نباشید، پیوند مو با جدیدترین متد روز اروپا و امریكا !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 17:10  توسط کتول جون  | 

توصیف زن بر وزن گلستان سعدی

بر وزن گلستان سعدی: " منت خدای را عز و جل که......."لذت زن را قندو عسل كه ازدواجش موجب محنت است وبه طلاق اندرش مزيد رحمت. هر لنگه كفشي كه بر سر ما ميخورد مضر حيات است وچون مكرر موجب ممات. پس درهر لنگه كفش دو ضربت موجود و برهر ضربت آخي واجب . مرد همان به كه بوقت نزاع، عذر به درگاه نساء آورد ورنه زنش ازاثر لنگه كفش حال دلش خوب به جا آورد. ضربت لنگه كفش لاحسابش هم از راه رسيده،وجيب شوهر بدبخت را به قيچي خياطي درآورده وحقوق يكماهه او را به بهانه جوئي بخورد.


شوهر و نوكر و كلفت همگي دركارند
تا تو پول بدست آوري وماشين بخري


شوهرت با كت وشلوار پراز وصله بود
شرط انصاف نباشد كه تو مانتو بخري

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 15:56  توسط کتول جون  | 

جوک های آقایان و همسرانشان

جوک های آقایان و همسرانشان

 

مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج مي كنند
بر اثر كمبود حوصله طلاق مي دن
ولي نكته جالب اينه كه بر اثر كمبود حافظه دوباره ازدواج مي كنند !!!! ؟؟؟؟؟؟؟


مردها سه تا آرزو دارن:
- اونقدر كه مامانشون مي گن خوش تيپ باشن!
- اونقدر كه بچه شون مي گن پولدار باشن!
و مهمتر از همه اينكه :
- اونقدر كه زنشون شك داره زن داشته باشن !!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟


 بيشتر مردان موفقيت شون رو مديون زن اولشون هستند و
زن دومشون رو مديون موفقيت شون !!!!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟؟


مرد اولي: امان از دست اين زنها!؟ زنم تمام دارائيمو برداشت و رفت!
دومي: خوش به حالت! زن من تمام دارائي مو برداشت و نرفت !!!! ؟؟؟؟؟


 زن به شوهر: من احمق بودم كه باهات ازدواج كردم!
مرد: عزيزم چرا عصباني مي شي! خب من هم عاشقت بودم اينو نفهميدم !!!! ؟؟؟؟؟


فرق پير دختر با پير پسر:
  اولي موفق نشده ازدواج كنه
ولي دومي موفق شده ازدواج نكنه !!! ؟؟؟


 يه ضرب المثل آموزنده هست كه مي گه:
مردن براي زني كه عاشقشي از زندگي باهاش آسون تره !!!!! ؟؟؟؟؟؟


مرد به زن: عزيزم ممنونم ازت! تو اعتقاد به دين رو به زندگيم آوردي!
چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره !!!!! ؟؟؟؟؟؟؟


زماني كه يك زن كه با مردي ازدواج مي كند انتظار دارد كه او تغيير كند ولي اينگونه نمي شود
زماني كه يك مرد با زني ازدواج مي كند مطمئن است كه آن زن تغيير نمي كند و اينگونه مي شود


يك زن در بحث حرف آخر را مي زند
بعد از آن، هر حرفي كه مرد بزند، شروع يك بحث جديد است


 و خداوند زن را آفريد تا هيچ مردي به مرگ طبيعي نميرد (سوره سكته آيات حرص تا دق(


قوانين طلائي همسرداري (براي مردان) ‎:
قانون اول: بايد زني داشته باشيد كه در كارهاي خانه مثل آشپزي، تميزكاري، گردگيري و ... خوب باشد‎.
قانون دوم: بايد زني داشته باشيد كه موجبات سرگرمي و خنده و شادي شما را فراهم نمايد‎.
قانون سوم: بايد زني داشته باشيد مورد اعتماد و اطمينان و راستگو‎ ...
قانون چهارم: بايد زني داشته باشيد كه از بودن با او لذت ببريد و باعث آرامش خاطر شما باشد‎
قانون پنجم: خيلي خيلي اهميت دارد كه اين چهار زن از وجود يكديگر بي خبر باشند ‎!!!


زن به شوهرش ميگه: شوهر همسايه هر روز صبح كه ميخواد بره سر كار زنش رو ميبوسه! تو چرا اين كار رو نمي كني؟
شوهر ميگه: آخه من كه زنه رو خوب نمي شناسم!!


بچه از باباش ميپرسه: بابا، تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگي ميكنند يا باهم هستن؟
باباهه ميگه: بچه جون، اگه زنها با شوهراشون يكجا باشن كه آنجا ديگه بهشت نميشه‎ !!!


مرد احساس را كشف كرد و زن عشق را،
مرد كار را كشف كرد و زن خانه داري را،
مرد پول را اختراع كرد و زن خريد را،
از آن زمان، مرد چيزهاي بسيار زيادي كشف و اختراع كرد، و زن همچنان در حال خريد است ‎ !!!


يك زن نگران آينده است تا زماني كه شوهر كند
يك مرد هرگز نگران آينده نيست تا زماني كه زن بگيرد
يك مرد موفق مرديست كه درآمدش بيشتر از مبلغي باشد كه زنش خرج مي كند
يك زن موفق زنيست كه بتواند چنين مردي را پيدا كند


براي اينكه با يك مرد شاد باشيد بايد او را كاملا درك كنيد و كمي دوست داشته باشيد
براي اينكه با يك زن شاد باشيد بايد او را كاملا دوست داشته باشيد و اصلا سعي نكنيد كه او را درك كنيد


مردان متاهل بيشتر از مردان مجرد عمر مي كنند در عوض مردان متاهل بيشتر آرزوي مرگ مي كنند


برنده جايزه نوبل ادبيات در زمان تقديم جايزه خود به همسرش گفت:
  اين جايزه را به همسر عزيزم تقديم مي كنم كه با نبودش باعث شد من بتونم اين كتاب را تمام كنم!

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 16:40  توسط کتول جون  | 

مکر زنان


مکر زنان


آورده اند  مردی بود که پیوسته تحقیق ِ مکرهای زنان می کرد و از غایت غیرت ،هیچ زنی را محل اعتماد خود نساخت و کتاب" حیل النساء " (مکرهای زنان) را پیوسته مطالعه می کرد. روزی در هنگام سفربه قبیله ای رسید وبه خانه ای مهمان شد.

مرد ِخانه حضور نداشت ولکن زنی داشت در غایت ظرافت ونهایت لطافت . زن چون مهمان را پذیرا شد با او ملاطفت آغاز نمود. مرد مهمان چون پاپوش خود بگشود وعصا بنهاد، به مطالعه کتاب مشغول شد. زن میزبان گفت: خواجه ! این چه کتاب است که مطالعه میکنی؟ گفت:حکایات مکرهای زنان است. زن بخندید وگفت : آب دریا به غربیل نتوان پیمود وحساب ریگ بیابان به تخته خاک ، برون نتوان آورد و مکرهای زناندر حد حصر نیاید . پس تیر ِغمزه در کمان ِابرو نهاد و بر هدف ِ دل او راست کرد واز در مغازلت و معاشقت در آمد چنان که دلبسته ی ِ او شد.

در اثنای آن حال، شوهر او در رسید..

زن گفت : شویم آمد وهمین آن که هر دو کشته خواهیم شد . مهمان گفت:تدبیر چیست؟

گفت :برخیز و در آن صندوق رو . مرد در صندوق رفت. زن سرِ صندوق قفل کرد . چون شوهر در آمد پیش دوید و ملاطفت ومجاملت آغاز نهاد و به سخنان دلفریب شوهر را ساکن کرد. چون زمانی گذشت گفت: تو را از واقعه امروز ِ خود خبر هست؟ گفت نه بگوی. گفت: مرا امروز مهمانی آمد جوانمردی لطیف ظرایف و خوش سخن و کتابی داشت در مکر زنان و آن را مطالعه میکرد من چون آن را بدیدم خواستم که او را بازی دهم به غمزه بدو اشارت کردم ، مرد غافل بود که چینه دید و دام ندید. به حسن واشارت من مغرور شد و در دام افتاد .و بساط عشق بازی بسط کرد وکار معاشقت به معانقه (دست در گردن هم)رسید. ساعتی در هم آمیختیم! هنوز به مقام آن حکایت نرسیده بودیم که تو برسیدی وعیش ما منغض کردی! زن این میگفت و شوهر او می جوشید ومی خروشید وآن بی چاره در صندوق از خوف می گداخت و روح را وداع می کرد. پس شوهر از غایت غضب گفت: اکنون آن مرد کجاست؟ گفت:اینک او را در صندوق کردم و در قفل کردم.. کلید بستان و قفل بگشای تا ببینی. مرد کلید را بستاند و همانا مرد با زن گرو بسته بودند(جناق شکسته بودند) و مدت مدیدی بود هیچ یک نمی باخت. مرد چون در خشم بود بیاد نیاورد که بگوید *یادم * و زن در دم فریاد کشید *یادم تو را فراموش . * مرد چون این سخن بشنید کلید بینداخت وگفت :

 " لعنت بر تو باد که این ساعت مرا به آتش نشانده بودی و قوی طلسمی ساخته بودی تا جناق ببردی."

پس با شوهر به بازی در آمد و او را خوش دل کرد .چندان که شوهرش برون رفت ، درِ صندوق بگشاد و گفت: ای خواجه چون دیدی، هرگز تحقیق احوال زنان نکنی؟

گفت:توبه کردم و این کتاب را بشویم که مکر و حیلت ِ شما زیادت از آن باشد که در
حد تحریر در آید

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 15:30  توسط کتول جون  | 

شروع دوباره

 

  1. كرم ابريشم قرص اكس مي خوره پليور مي دوزه !
  2. يه روز يه ترکه به دوستشش ميگه : ما که تلفن نداريم ولي رفتي خونه بهم يه زنگ بزن ؟!
  3. يه روز مردم مي بينند عزرائيل ماکسيما سوار شده از اعرائيل مي پرسند تو ديگه چرا ماکسيما سوار شدي عزرائيل مي گه يه پروژه عظيم تو بم داشتم .
  4. به يه مرده ميگن فرق ژيان با ماشين هاي ديگر چيست ؟ ميگه : ژيان هم آدم رو مي بره هم آبروي آدم رو...
  5. به آمريکا ميگن چرا اومدي عراق؟ ميگه آخه امام حسين طلبيد! ميگن کي ميري؟ ميگه هر وقت امام رضا بطلبه!
  6. تركه زنگ ميزنه دوست دخترش بعد از اونور خط ميگن مشترك مورد نظر در دسترس نميباشد. تركه ميگه: اينا رو ولش كن خودت چطوري؟
  7. ترکه رو ميگيرن ميگن پدر سوخته چرا پشت ماشينت نوشتي " امام با سالاد " ! ميگه مگه چيه؟از شما بهتره که مينويسين " خدا با ماست"
  8. پليسه به ترکه: مگه نمي دوني اينجا ماهيگيري ممنوعه؟ترکه: ولي تابلو نزدين پليس: نزديم که نزديم ، زود باش از روي آکواريوم بيا پايين
  9. ترکه پليس مخفي ميشه ، سه ساله هنوز کسي نميدونه کجاست.
  10. يه روز يک ترک مي ره استخره مي ره توچهارو نيم متري و مياد بالا بعد به خودش ميگه اون بنا که کاشيا کف استخر را کار کرده عجب نفسي داشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 22:2  توسط کتول جون  | 


آقا مهدی و هانا نظر دادن دمشون گرم
تازه این جوک رو هم فرستادن:
یه جک می خوام تعریف کنم:
جسد 20 تن از ترکهای جزیره کیش که پیاده برای زیارت مرقد امام به راه افتادند امروز از آبهای خلیج فارس بیرون کشیده شد.
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 23:22  توسط کتول جون  | 

اس ام اس

تعداد  ۷۰۵۰ نفر


+++ شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

+++ به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

+++ هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 19:51  توسط کتول جون  | 

تا90 _ سال نو مبارک

سال نو مبارک

روز اول عید تعدادمون  ۶۳۶۰  نفره

حالا یه چنتا جوک بخونین:

۹۰.ترکه يه خر يتيم پيدا ميکنه به فرزندي قبولش ميکنه

 089.بينوکيو با پدر ژبتو دعواش ميشه واسش نامه ميده : عروسکي بودم برات که تو بهم نفس دادي

 088.شهرداري قزوين تو پاركاش تابلو زده نوشته لطفا گل بچينيد

  087.تركها واسه همدردي با زلزله زدگان بم همه خانه هايشان را خراب ميكنند

 86.به ترکه ميگن عجب مملکت خر تو خري داريم ميگه آره بابا من 7 بار رفتم سربازي هيچکي نفهميد

 85-آقايي مي ره لباس فروشي شلوار کردي بخره چون که اسمش رو نمي دونست مي گه آقا شلواره خانواده داري؟

 84- تركه بادكنك فروشي باز ميكنه بالاي مغازه اش ميزنه بادكنك اعلا به شرط چاقو

83- يه كبوتره مست ميكنه بجاي نامه ايميل ميده

 82- يه تركه داشته پرتقال پوست ميكنده با خودش ميگفته خدا كنه داخلش موز باشه

  81 - يه روز يه قورباغه قرص اكس ميخوره ، كرال پشت ميره .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 10:38  توسط کتول جون  | 

80 تا

بچه ها دستتون درد نکنه تا حالا  ۵۹۸۱  نفر بازدید کردن و خیلی ها هم نظر دادن متشکرم واسه همکاری هم ازتون دعوت می کنم

80.اگر يه سيب خوشگل قرمز رو گاز زدي و يک کرم درسته ديدي، اصلاً ناراحت نباش! وقتي غمگين باش که يک کرم نصفه ببيني

 79.تركه دل به دريا ميزنه غرق ميشه

  78.بچه ميمونه به مادرش مي گه: ما چرا اين قدر زشتيم ؟؟ مامانش ميگه : برو خدا را شكر كن كه شبيه اوني كه جكا رو مي خونه نيستي

  77.ميدوني به ترك حامله چي ميگن: خر تو خر  

 76.تركه دوقلو مياره ميره بيمارستان ميگه : ارزون حساب كن تا دوتاشو ببريم.

 75.يه ترکه cd مي خره ميبينه وسطش سوراخه مي ره پس مي ده

 74.يه بار يه نفر به يه ترکه ميگه کره خر ترکه تعجب ميکنه و با خودش ميگه عجب يعني اينقدر جوون موندم؟

73.روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور؟ ميگه: خانومم گفته اينجا وايسا

 72.ترکه ميره لامپ فروشي ميگه ببخشيد گلاب به روتون لامپ دارين. يارو ميگه بله ولي چرا گلاب به رومون؟ ترکه ميگه آخه واسه دستشويي مي خوام !

 71. ترکه ميره خياطي ميگه آقا اين پارچه رو بگير واسم کت شلوار بدوز هفته بعد ميخوام نيام هفته بعد بگي چرخم خراب بود ، مريض بودم ، نرسيدم، واسم مسافرت پيش اومد و از اين بهونه ها ولش کن نخواستم اصلا پارچه مو بده ببرم

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 10:51  توسط کتول جون  | 

تا 70

اوه شدیم 5,420 نفر هیچ کی پیدا نشد نظر بده

70. يك بار يك افسر يك راننده کتولی را متوقف كرد و گفت: گواهينامه رانندگي و كارت ماشين... تركه گفت: يعني ميخواهي با اينا جمله بسازم؟

 69. معلم به شاگرد مي گه: 5 تا حيوان درنده نام ببر شاگرد مي‌گه: 2 تا ببر 3 تا شير!

 68. دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش ميدند‌، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، ‌شروع مي‌كنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ‌ببخشيد،‌شما نمي‌تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم مي‌كنند، ‌ساندويچاشونو باهم عوض مي‌كنند

 67. يه بار دو تا سوسك به هم مي‌رسند. يكي از اون يكي مي‌پرسه: ببينم تو اتاق شما هم دانشجو پيدا مي‌شه؟

 66. به کتولی مي‌گن: براي چي زدي زنتو با چاقو كشتي؟ تركه مي‌گه: آخه وضع ماليم اونقدر خوب نبود كه بتونم تفنگ بخرم

 65. تركه شيطون ميره تو جلدش پوست ميندازه

 64. يه نفر از کنار يه چوپون رد ميشه ميبينه چوپونه خم شده رو زمين ميگه: داري چه ميکني؟جواب ميده: دارم گوسفندها رو ميشمرم ميگه: چرا اينجوري؟جواب ميده آخه قبلا خود گوسفندها رو ميشمرده ولي حالا که سواد ياد گرفتم پاهاي گوسفندها رو ميشمرم تقسيم بر چهار ميکنم

63. کتولی ميخواست بره تهران دوستش بهش ميگه رفتي تهرون اگه كسي چيزي بهت گفت جوابشو بده وگرنه پر رو ميشن .ميگه باشه  .رسيد تهران بغل يه ديوار وايساده بود يه بچهه مياد بهش ميگه آقا شما چرا اينجا وايسادي. کتولی : وايسادم كه وايسادم به درك كه وايسادم

 62. يه روز يه کتولی با سر و صورت زخمي ميره سر کار دوستاش بهش ميگن چرا سر و شکلت اينجوريه؟ ميگه خانومم گل بارونم کرد ميگن پس چرا اين طوري؟ آخه يادش رفت از گلدون درش بياره

 61. ترکه خواب ميبينه يه فرشته مياد بهش ميگه يه آرزو کن . ميگه مي خوام خدا رو ببينم. ميگه نميشه يه آرزوي ديگه کن . ميگه پس منو آدم کن . ميگه ولش کن بيا همون خدا رو نشونت بدم!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 20:15  توسط کتول جون  | 

الاغ

 5157 نفر:

60.الاغه داشته با كره‌‌اش تو خيابون ميرفته، كره‌اش مي‌پرسه: مامان، چرا ما همش سرمون پايينه؟ الاغه ميگه: آخه اين تركا واسه ما آبرو نذاشتن.  

 59.کتولی ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته، بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه، کتولی ميخواد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نمي‌كنه !!!

 58.يه تركه داشت با كايت پرواز مي كرد. يك كلاغ از بغلش رد شد و گفت: به حق چيزاي نديده، من كركس ديده بودم ولي خركس نديده بودم  ...

 57. یه کتولی به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟! تركه ميگه: بابا من كه راضيم، ننم هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش !!!

 56.به کتولی ميگن: كجا داري ميري؟ ميگه: دارم برميگردم !!!

 55. یه کتولی ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي کتولیه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!

 54.تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟! باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي در مياري؟! وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. تركه هم ميگه ‌باشه. دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره. تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟! ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!  

53 . ملا ميره بالا منبر ميگه : از اين به بعد خواستيد آب بخوريد 3 تا صلوات بفرستيد.چون تو آب 3تا جن هست. 1اكسيجن2 تا هيدروجن

 52.تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد!

 51. کتولی ميره بقالي ميگه: آقا نوشابه خانواده داريد؟ بقاله ميگه بله قربان... سياه يا زرد؟ ترکه ميگه: اونش ديگه به تو ربطي نداره

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 22:0  توسط کتول جون  | 

50 تا

 

 42 تا جوک تا به حال پست کردم این هم بقیه اش ... که میشه 50 تا

تعداد دوستان بازدید کننده هم که تا امروز شده  4843   نفر ولی دریغ از ... نظر 

50- يك کتولی ميره توي يك مغازه مغز آدم فروشي داشته ديد ميزده ميبينه يكجا نوشته مغز اينشتين هزار تومان و در يك قسمت ديگر نوشته مغز يك ترك ششصد هزار تومان تعجب ميکنه از صاحب مغازه ميپرسه اشتباه نكرديد قيمتها را جابجا نزده ايد مغازه دار ميگه نه اينشتين تا زنده بود پدر اين مغز را درآورد و تا ميتونست ازش كار كشيد ولي اين مغز ترك هنوز آكه آكه و چند ثانيه هم كار نكرده .

49- يك لر براي چند روز ميره توي هتل يك روز ميبينن توي دستشوئي داره يك نفر خارجي رو ميزنه ميان ميگيرنش ازش ميپرسن قضيه چيه چرا اين بدبخت را ميزني لره ميگه اينجا يك چشمه اويي بيده (دستشوئي فرنگي ) كه مو هر روز ازش او ميخوردم اين بي پدر و مادر امروز اومده توش ريده.

48- به يه نفر ميگن با حسين فهميده جمله بساز: ميگه حسن گوزيده ، حسين فهميده

47- ترکه رفت توي طويله که پر از الاغ بود . با خودش گفت عجب آينه کاري قشنگيه ها

 46- سه تا ديوانه هم اتاقي بودن  يک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا پايين مي پرن و ميگن که ما سيب زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومي ساکت نشسته ! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت که اين ديوونه رو مرخص کنه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستي ؟ اون هم گفت : آخه من کف ماهيتابه چسبيدم

 45- تركه خيلي شاكي ميره تو آزمايشگاه داد ميزنه: پس چرا جواب خون شهدا رو نميديد.

44ـ ترکه داشته تو خيابون قدم ميزده ، يه الاغ مي افته دنبالش . به الاغه ميگه تو کي هستي افتادي دنبالم ؟  الاغه ميگه : هاااااااا ! من وجدانت بيدم !

43 - ـ تركه مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مردي؟     ميگه داشتم شير مي‌خوردم. مي‌گن اِ؟ شيرش فاسد بود؟ مي‌گه نه بابا. گاوه يهو نشست!

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 23:2  توسط کتول جون  | 

علی دایی

 

الان ۴۲۸۳ نفریم تا ببینیم ...

1. پدر مادر و خواهر علی دایی رسما اعلام کردن

 بازی ایران آنگولا به ما هیچ ربطی نداره .علی خودش زن داره

2.سال دوهزار و پنجاه ...بيست نهمين دوره جام جهاني ... ميزبان بازي ها افغانستان .... گزارشگر نوه عادل فردوسي پور ... توپ پس از برخورد به مجسمه علي دايي به بيرون رفت ... چه ميکنههههههههه

 

3.مي دوني فرق علي دايي با چوب بستني چيه؟ ........................زياد به مخت فشار نيار هيچ فرقي ندارن

 

4.فيلم هاي جديد: 3 کله پوک: (دايي نصرتي ميرزاپور ) مش برانکو و گاوش(نصرتي) پرنس لرستان( ميرزاپور) بز زرد(دايي)

 

5.اون چیه که درازه ، همیشه ایستاده ، همیشه تف میندازه؟ زیاد به مغزتون فشار نیارید علی داییه

 

6.سري جديد کارتون تام و جري با نام فيگو و کعبي وارد بازار شد

الان خبر رسيد ميرزاپور براي بازی در فيلمه[چند ميگيری برينی] انتخاب شد علی دایی هم در اين فيلم نقشه جنازه رو بازی ميکنه

7.آخرين خبر:
تلويزيون پرتقال برنامه هاي عادي خود را قطع کرد
واز تمام مردم پرتقال خواست تا
براي سلامتي و بهبود علي دايي دعا کنند

8.فیلم های در حال ساخت در سینمای ایران : ۱- دوقولوهای افسانه ای با حضور برانکو و چلنگر ! ۲- پت و مت با حضور رحمان رضایی و میرزاپور ! ۳- تام و جری با هنرمندی حسین کعبی و فیگو ! ۴- زندگی پیامبران با حضور افتخاری علی دایی در نقش حضرت نوح

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 15:49  توسط کتول جون  | 

ای خرد خفته برو، دولت بیدار بیا

ای خرد خفته برو، دولت بیدار بیا *

بدترین روز تو ماه فروردین برای شما چه روزیه؟

نه 12 بخاطر سالگرد جمهوری اسلا می ،نه 13 بخاطر شگون به نحسیش!

برای خیلیا روز 14 از همه روزها تو فروردین عذاب آورتره،چرا که باید بعد از 2هفته تعطیلی و بخور و بخواب و گردش و تفریح ،زندگی کاری و تحصیلی خودشونو دوباره از کله سحر شروع کنند.

ولی من عمرا اینروز رو با تمام چهره های اخموی اول صبحش دوست نداشته باشم،چون روز تولدمه!

*من نرگس دو برابر ترانه ،سال دارم!

**اگه فقط یکساعت زودتر بدنیا اومده بودم ،تا آخر عمر مهر نحسی رو پیشونیمون بود،خدا رحم کرد!

***اگر کتاب طالع بینی خوندید که در مورد فروردینیا نوشته بود که خرسهای مهربون خوبی هستند،بدترین فحششون"الاغ بیشعوره"! و شعارشون در زندگی اینه که " لذتیست در خوردن که در خوابیدن نیست" بدونید که در مورد من لااقل راست گفته!

****قابل توجه زیر سی ساله ها : 1+29 ساله شدن اصلا درد نداشت!مثل آمپول زدن بود!

یاد پارسال بخیر...

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 12:7  توسط کتول جون  | 

یه شمارنده دیگه :

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 1:6  توسط کتول جون  | 

10 تا جوک دیگه

تعداد تا کنون ۱۳۹۳ نفر

1 کتولیِ داشته با تمام وجود وضو می گرفته و دستاشو محکم میکشیده روو هم.ازش میپرسن چرا اینقد محکم وضو میگیری؟ میگه : چنی آرم وضو میرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه.

 

2 کتولیِ زنگ میزنه اداره هواشناسی میگه دستتون درد نکنه امروز هوا خیلی خوب بود بی زحمت فردا هم هوار و خوب کنید ما میخوایم بریم پیکنیک.

 

3 دوتا مگس عروسی میکنن ماه عسل میرن مستراح .

 

4 بعدازقرنها کتولی ها افتخار میکنن بزرگترین ماشین لباسشویی دنیا رو ساختن وقتی درشو باز میکنن میبینن 10 نفر توش با دست لباس میشورن.

 

5 . رشتیه زنشو میفرسته تهران کار کنه.زنه که بر میگرده باردار بوده.اسم بچشونو میزارن هدیه تهرانی.  

 

6 یه روز یه کتولی بالهای مگسو میکنه بعد کنار مگسه هرچقدر عدا در میاره مگسه تکون نمیخوره . نتیجه میگیره که: اگه بالهای مگس کنده بشه هم کر میشه هم کور میشه.

 

7 یه بسیجی گلاب میخوره مست میکنه.

 

8 یه روز میخوان لره رو شکنجه بدن می ندازنش تو یه اتاق گرد میگن برو یه گوشه بشین !....

 

9 . به کرده میگن یه نقاشی غمگين بکش!کرده یه بربری سوخته میکشه که وسطش یه تیر خورده....

 

10 یه روز یه نمایشگاه کولر  میذارن . هرکی یه نوع کولر جدیدی میاره و میذاره واسه نمایش. یکی کولر اتمی میاره... یکی کولر گازی میاره وخلاصه...... یارو کتولی هم در ماشینشو میبره.ازش میپرسن اینیکه تو آووردی چیه ؟میگه دره ماشینه.میپرسن ؟ درش به چه دردی میخوره؟ میگه آخه خنگه وقتی شیششوبدی پایین داخل ماشین خنک میشه..

 

 

دوستان عزیز اگه جوک جدیدی دارید در قسمت نظر بدهید ثبت نمایید. متشکرم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 0:31  توسط کتول جون  | 

2 تا


از یه ترکه میپرسن بزرگترین ترکه دنیا کیه؟میگه:حبیب ,میپرسن چرا حبیب ؟ میگه:اخه گیتار میزنه میگه صدای دوهول میاد

یه نفر بچه اش یک روز بعد عید فطر به دنیا میاد اسمشو میزاره: پس فطرت

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 16:57  توسط کتول جون  | 


 الف ) سلام

ب) برای تبادل لینک آماده ام 

ج) فقط اینو بدونین این وبلاگ متعلق به همه بچه های علی آباد کتول مخصوصآ دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علی آباد میباشد .

د) قراره به هر سایتی که  اسمی از  علی آباد کتول در آن آمده باشه لینک بدیم  .

ح) بچه های علی آباد کتول ایمیل شونو بدن تا پسورد این وبلاگ رو بهشون بدیم تا خودشون مستقیمآ بتونن جوکهاشونو اینجا بزارن ...





Powered by WebGozar

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 23:53  توسط کتول جون  | 

آی خدا

تا اینجا شدیم ۹۱۱ نفر

زندگی، درس، کار، کنکور، فکر، پیشرفت، نگاه، آینده، موفقیت، پول، رفاه، افتخار

حالم داره بهم می خوره 

آی خدا  قربون دستت همین بغل نگه دار پیاده میشم.

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 23:58  توسط کتول جون  | 

بازهم جوک

تعداد بازدید کننئدگان قبل از این : ۲۹۸ نفر

اول دو تا مطلب پر معنا :

قالی از صد رنگ بودن به زیر پا افتاد.

بهتره بخش کوچکی از یک چیز بزرگ باشیم تا بخش بزرگی از یک چیز کوچک

  

حالا چند تا جوک :

 ۱ـ پياز و سير با هم دعوا مي کنن، سير به پياز  مي گه: حيف که سيرم و الا مي خوردمت.


2- غضنفر و دوستش ميرن سوراخ لايه ازون رو بدوزن ، مي دوزن ولي خودشون مي مونن اون ور!!!

 ۴ـ ترکه میمیره ، شب اول قبر ۶۲ نفر میان بالا سرش.۲ نفر می پرسیدن ۶۰ نفر حالیش می کردن

 ۵ـ ترکه زنش رو می کشه میره مرحله بعد ....

6-رشتیه میره کلاس غیرت.بعد شب زنش از خواب پا میشه . رشتیه میگه  کجا؟میگه می خوام برم دستشویی.میگه بیخود.بشین من خودم میرم                         

7-یه ترکه میخ میره تو پاش.نمیتونه در بیاره.میزنه کجش میکنه

8-به ترکه میگن میدونی خدا کجاست؟میگه نه ولی هر جا هست حضرت ابوالفضل پشت و پناهش باشّ

9-به ترکه میگن کره خر . میگه اینقدر جوون نشون میدم؟       

10-میخه میفته تو آب زنگ میزنه فرار میکنه                           

11- به ترکه میگن انگیزه شما از فتح اورست چی بود؟میگه هیچی . بار خورد رفتیم 

12-به ترکه میگن با غم جمله بساز . میگه  الاغم.

 13-به ترکه میگن از چه رنگی خوشت میاد.میگه از کمرنگ

14-    ترکه نبض بیمار رو میگیره.میگه نمی دونم ساعت من خوابیده یا بیمار مرده

15-  ترکه سنگ می ندازه تویه صندوق صدقات.میگن این چه کاریه میکنی؟دارم برای مردم فلسطین سنگ می فرستم .

16-     ترکه میشه رئیس فدراسیون شطرنج دو تا قانون میذاره   ۱):اسب نمی تونه فیل رو بزنه  ۲):خر هم بازیه 

17-    یه ترکه تو مانور شرکت میکنه اسیر میشه

18-  یه بسیجیه رو پیغام گیره خونش این بود:لطفا پس از شنیدن سوره بقره پیغام خودتون رو بذارین

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 21:16  توسط کتول جون  |